تبلیغات
ماهنامه قرآنی (در مسیل آسمان)
سند عهدنامه ی مالک اشتر

عهدنامه ی مالک اشتر از نظر سبک شناسی و درون مایه های سخن، نمی تواند از کسی جز امیرمؤمنان علی (ع) صادر شده باشد. (1) گذشته از این، نقل این عهدنامه در منابع متعدد پیش از شریف رضی و پس از وی، و وجود سندهای اطمینان آور، تردیدی باقی نمی گذارد که این عهدنامه از امیرمؤمنان علی (ع) است. کسانی که عهدنامه ی مالک اشتر را روایت کرده اند، عبارتند :

عهدنامه ی مالک اشتر از نظر سبک شناسی و درون مایه های سخن، نمی تواند از کسی جز امیرمؤمنان علی (ع) صادر شده باشد. (1) گذشته از این، نقل این عهدنامه در منابع متعدد پیش از شریف رضی و پس از وی، و وجود سندهای اطمینان آور، تردیدی باقی نمی گذارد که این عهدنامه از امیرمؤمنان علی (ع) است. کسانی که عهدنامه ی مالک اشتر را روایت کرده اند، عبارتند از:

1. ابوبکر احمدبن مروان بن محمد دینوری مالکی، در گذشته به سال 333 هجری، در کتاب المجالسة و جواهرالعلم، به اسناد خود ( از محمدبن غالب، از ابو حُذَیفه، از سفیان ثوری، از زُبید یامی از مهاجر عامری ) بخشی از عهدنامه را نزدیک به آن چه در تحف العقول آمده است، نقل کرده، با این عنوان که علی (ع) آن را برای یکی از اصحاب خود که در شهری مستقر بوده، نگاشته است. (2)
2. ابومحمد حسن بن علی بن حسین بن شعبه ی حرّانی، از عالمان قرن چهارم، در کتاب تحف العقول. وی متن کامل عهدنامه را با اختلافی انداک با نهج البلاغه و فزونی هایی بر آن روایت کرده است. (3)
3. ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمی ( قاضی نعمان )، در گذشته به سال 363 هجری، در کتاب دعائم الاسلام. اختلاف این متن با عهدنامه ی مالک اشتر در نهج البلاغه به گونه ای است که مشخص است شریف رضی متن خود را از این کتاب برنگرفته است. (4)
4. ابوالحسن محمدبن یوسف عامری نیشابوری، در گذشته به سال 381 هجری، در کتاب السعادة و الإسعاد فی السیرة الأنسانیة. وی بخش هایی از عهدنامه ی مالک اشتر را به صورت پراکنده ( شانزده مورد ) با عنوان « قال علی بن أبی طالب للأشتر » در کتاب خود آورده است، که با توجّه به تفاوت متن نقل شده توسط وی با متن نهج البلاغه و تحف العقول، به نظر می رسد که ابوالحسن عامری از منبعی جز این دو بهره گرفته است. (5)
5. ابوالحسن محمدبن حسین بن موسی ( سیّد رضی یا شریف رضی )، در گذشته به سال 406 هجری، در کتاب گرانسنگ نهج البلاغه. (6) متن عهدنامه ی مالک اشتر در نهج البلاغه، نسبت به متن نقل شده در تحف العقول ابن شعبه بی حرّانی اندکی کاستی دارد، و متن تحف العقول دارای جملاتی افزون تر از متن نهج البلاغه است.
6. ابوعبدالله محمدبن سلامه ی قُضاعی، در گذشته به سال 454 هجری، در کتاب دُستور معالم الحکم. و.ی بخشی از عهدنامه را نقل کرده است. (7)
7. بهاء الدین ابوالمعالی محمدبن حسن بن محمدبن علی بن حَمدون، در گذشته به سال 562 هجری، در کتاب التذکرة الحمدوینة. وی عهدنامه ی مالک اشتر را مطابق آن چه در نهج البلاغه آمده آورده است. (8)
8. ابوالقاسم علی بن حسن معروف به ابن عساکر، در گذشته به سال 571 هجری، در کتاب تاریخ مدینة دمشق. وی بخشی از عهدنامه را مطابق نقل ابوبکر دینوری به اسناد خود ( از ابن مروان، از محمدبن غالب، از ابوحُذَیفه، از سفیان ثوری، از زُبَید یامی از مهاجر عامری ) که همان اسناد ابوبکر دینوری ( ابن مروان ) است نقل کرده است. (9)
9. شهاب الدین احمد بن عبدالوهاب نُوَیری، در گذشته به سال 733 هجری، در کتاب نهایة الأرب فی فنون الأدب. وی متن کامل عهدنامه را با اختلافی اندک با نهج البلاغه آورده است، و این نشان می‌دهد که آن را از نهج البلاغه نگرفته است. (10)
10. ابوالفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر دمشقی، در گذشته به سال 774 هجری، در کتاب البدایة و النهایة. وی بخشی از عهدنامه را مطابق آن چه ابن عساکر آورده، نقل کرده است. (11)
11. احمدبن علی قَلقَشندی، در گذشته به سال 821 هجری، در کتاب صبح الأعشی فی صناعة الانشاء. وی بخشی از عهدنامه را با مختصر اختلافی با آن چه در نهج البلاغه آمده نقل کرده است. (12)
12. همو، در کتاب مآثر الإنافة فی معالم الخلافة، همان بخشی را که در صبح الأعشی آورده، با مختصر اختلاف نقل کرده است. (13)
13. علاء الدین بن حسام الدین متّقی هندی، در گذشته به سال 975 هجری، در کنزالعمّال فی أحادیث الأقوال و الأقعال. وی به نقل از ابوبکر دینوری و ابن عساکر بخشی از عهدنامه را روایت کرده است. (14)

از نظر سند به جز یک سند از جانب ابوبکر دینوری و ابن عساکر از بزرگان اهل سنّت، دو عالم گرانقدر رجالی شیعه، سند عهدنامه را در آثار خود آورده اند.
1. نجاشی ( در گذشته به سال 450 هجری ) در کتاب رجال خود زیر نام اَصبَغ بن نُباتة مُجاشِعی نوشته است:
« از ویژگان امیرمؤمنان (ع) بود و پس از وی مدتی زندگی کرد. او عهدنامه ی اشتر و وصیت امام به فرزندش محمد [ بن حنفیّه ] را روایت کرده است ». آن گاه سند عهدنامه را چنین آورده است: « أَخبَرنَا ابنُ الجُندِیّ عَن أبِی عَلِیٌ بنِ هَمَّام، عَنِ الحِمیَریّ، عَن هَارُونِ ابنِ مُسلِمِ، عَنِ الحُسَینِ بنِ عَلوَانِ، عَن سَعدِ بنِ طَرِیفِ، عَنِ الأصبَغِ بِالعَهدِ. » (15)

بررسی سند شیخ نجاشی

ابن جُندی: او احمد بن محمد بن عمران بن موسی معروف به ابن جُندی است. نجاشی درباره ی وی نوشته است: « او که خداوند رحمتش فرماید، استاد ما بوده است. » (16)
ابوعلی بن هَمّام: او ابوعلی محمدبن ابی بکر هَمّام بن سهیل کاتب اسکافی (258-236 هـ) از شخصیت های برجسته و والامقام و از راویان ثقه است. (17)
حِمیَری: او ابوالعبّاس عبدالله بن جعفر بن حسین بن مالک بن جامع حِمیَری قمی، صاحب کتاب قرب الاسناد از مشایخ قم و شخصیت های برجسته ی آن جاست که در سال های بعد از دویست و نود هجری به کوفه رفته است. وی از اصحاب امام عسکری (ع) و راویان ثقه و دارای تألیفات بسیار بوده است. در گذشت او را به سال 310 هجری ثبت کرده اند. (18)
هارون بن مسلم: او ابوالقاسم هارون بن مسلم بن سعدان، از شخصیت های برجسته و از اصحاب امام عسکری (ع) و راویان ثقه است. (19)
حسین بن عَلوان: او حسین بن عَلوان کلبی، از راویان ثقه است. (20)
سعد بن طَرِیف: او سعد بن طَرِیف حنظلی اسکاف، مولی بنی تمیم و کوفی است که از اَصبَغ بن نُباته روایت کرده است. برخی او را از اصحاب امام باقر (ع) شمرده است. (21) نجاشی وضعیت او را مشخص ندانسته، (22) ولی شیخ طوسی او را در زمره ی اصحاب امام سجّاد (ع) آورده و وی را صحیح الحدیث معرفی کرده، (23) و شخصیتی توثیق شده است. (24)
2. شیخ طوسی ( در گذشته به سال 460 هجری ) نیز در فهرست خود زیر نام اَصبَع بن نُباته نوشته است:
« اَصبَغ از ویژگان امیرمؤمنان (ع) بود و پس از مدتی زندگی کرد. او عهدنامه ی مالک اشتر - رحمت خدا بر او باد - را که هنگام سرپرستی مصر به وی برایش نوشته است، و نیز وصیت امیرمؤمنان (ع) به پسرش محمدبن حنفیّه را روایت کرده است ». سپس سند عهدنامه را چنین آورده است: « أخبَرنَا بِالعَهدِ ابنُ أبِی جَیِّدِ، عَن مُحَمَّدِ بنِ الحَسَنِ، عَنِ الحِمیَریّ، عَن هَارُونِ بنِ مُسلِمِ وَ الحَسَنِ بنِ ظَرِیفِ جَمِیعًا عَنِ الحُسینِ بنِ عَلوَانِ الکَلبِی، عَن سَعدِ بنِ طَرِیفِ، عَنِ الأصبَغِ بنِ نُبَاتَهِ عَن أمِیرِ المُومِنینَ عَلیهِ السَّلَامُ ». (25)

بررسی سند شیخ طوسی

هر دو سند در حِمیَری به هم می رسند.
ابن ابی جَیِّد: او ابوالحسین علی بن احمدبن محمد بن ابی جید، از مشایخ اجازه ی نجاشی و شیخ طوسی، و از راویان ثقه است. (26)
محمدبن حسن: او محمدبن حسن بن احمد بن ولید قمی، از شخصیت های والامقام و عارف به رجال، و شیخ بزرگان قم و فقیه ایشان و از راویان ثقه است. او به سال 343 درگذشته است. (27)
هارون بن مسلم: او ابوالقاسم هارون بن مسلم بن سعدان، از شخصیت های برجسته و از اصحاب امام عسکری (ع) و راویان ثقه است. (28)
حسن بن ظریف: او ابومحمد حسن بن ظریف بن ناصح کوفی، از راویان ثقه است. (29)
تنها جای تردید در دو سند درباره ی سعدبن طَرِیف است، که شیخ طوسی او را صحیح الحدیث معرفی کرده و عده ای از بزرگان از او روایت کرده اند و عالمان شیعه آن را پذیرفته اند و او را توثیق کرده اند. (30) بنابراین عهدنامه از نظر سند، دارای سند پذیرفته است و از جهت صدور اعتبار لازم را دارد و صحیح است. (31)

پی نوشت ها :

1. نک: پرتوی از نهج البلاغه، ج 4، ص 490.
2. نک: أبوبکر احمد بن مروان بن محمد الدینوری المالکی، المجالسة و جواهر العلم، خرّج احادیثه و آثاره و وثّق نصوصه و علّق علیه أبوعبیدة مشهوربن حسن آل سلمان، الطبعة الاولی، دار ابن حزم، بیروت، 419 ق. ج3، صص 359-360؛ و نیز نک: محمدباقر المحمودی، نهج السّعادة فی مستدرک نهج البلاغه، الطبعة الاولی، مؤسّسة الطباعة و الشنر وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامی، 1376-1385 ش. ج 5، ص 108.
3. نک: أبومحمد الحسن بن علی بن الحسین بن شعبة الحرّانی، تحف العقول عن آل الرسول، مکتبة بصیرتی، قم، 1394ق. صص 84-99.
4. نک: أبو حنیفة النعمان بن محمد التمیمی، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، تحقیق آصف بن علی اصغر فیضی، دارالمعارف، القاهرة، 1389ق. ج 1، صص 354-368.
5. نک: أبوالحسن محمدبن یوسف العامری النیسابوری، السعادة و الإسعاد فی السیرة الأنسانیة، به انضمام مقدّمه و فهارس به کتابت و مباشرت مجتبی مینوی، چاپ اوّل، انتشارات دانشگاه تهران، 1336 ش. صص 166، 246 ، 283، 284، 285، 286، 292، 297، 308، 314، 315، 316، 398، 429، 440، 442.
6. نک: ابوالحسن محمدبن الحسین الموسوی ( الشریف الرضی )، نهج البلاغه، ضبط نصّه و ابتکر فهارسه العلمیة صبحی الصالح، الطبعة الاولی، دارالکتب اللبنانی، بیروت، 1387ق. نامه ی 53.
7. نک: أبوعبدالله محمدبن سلامة القضاعی، دُستور معالم الحکم و مأثور مکارم الشیم من کلام أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب کرّم الله وجهه، مطبعة السعادة، مصر، 1332ق. صص 148-151.
8. نک: التذکرة الحمدونیة فی السیاسة و الآداب الملکیة، ج 1، صص 309-321.
9. نک: أبوالقاسم علی بن الحسن المعروف بابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق علی شیری، الطبعة الاولی، دارالفکر، بیروت، 1415-1419ق. ج 42، ص 516.
10. نک: نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج 6، صص 19-32.
11. نک: أبوالفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی، البدایة و النهایة، تحقیق علی شیری، الطبعة الاولی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1408ق. ج 8، ص 9.
12. نک: احمدبن علی القَلقَشندی، صبح الأعشی فی صناعة الانشاء، شرحه و علّق علیه و قابل نصوصه محمدحسین شمس الدین، الطبعة الاولی، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1407ق. ج 10، صص 10-13.
13. نک: احمدبن علی القَلقَشندی، مآثر الإنافة فی معالم الخلافة، تحقیق عبدالستار احمد فرّاج، الطبعة الاولی، عالم الکتب، بیروت، ج 3، صص 6-11.
14. نک: علاء الدین بن حسام الدین المتّقی الهندی، کنز العمّال فی أحادیث الأقوال و الأفعال، مؤسّسة الرسالة، بیروت، 1409 ق. ج 13، صص 185-186.
15. أبوالعبّاس احمدبن علی بن العبّاس النجاشی، رجال النجاشی، تحقیق السیّد موسی الشبیری الزنجانی، الطبعة الاولی، مؤسّسة النشر الاسلامی، قم، 1407ق. ص 8.
16. رجال النجاشی، ص 85.
17. همان، صص 379-380؛ محمدبن علی الغروی الحائری الاردبیلی، جامع الرواة، دارالاضواء، بیروت، 1403ق. ج 2، ص 45.
18. أبوجعفر احمدبن أبی عبدالله البرقی، کتاب الرّجل، تصحیح السیّد کاظم الموسوی المیاموی، انتشارات دانشگاه تهران، 1342ش. ص 60؛ رجال النجاشی، ص 219؛ أبوجعفر محمدبن الحسن الطوسی، الفهرست، به کوشش محمود رامیار، دانشگاه مشهد، 1351ش. ص 189.
19. رجال البرقی، ص 60؛ رجال النجاشی، ص 438؛ أبوجعفر محمدبن الحسن الطوسی، رجال الطوسی، تحقیق جواد القیّومی الاصفهانی، الطبعة الثالثة، مؤسّسة النشر الاسلامی، قم، 1427ق. ص 403.
20. رجال النجاشی، ص 52؛ فهرست الطوسی، ص 107؛ تقی الدین الحسن بن علی بن داود الحلّی، کتاب الرّجال، تصحیح السید کاظم الموسوی المیاموی، انتشارات دانشگاه تهران، 1342 ش. ص 445.
21. رجال البرقی، ص 9.
22. رجال النجاشی، ص 178؛ و نیز نک: رجال ابن دااود، ص 456.
23. رجال الطوسی، ص 115.
24. السیّد أبوالقاسم الخوئی، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، دارالزهراء، بیروت، 1403 ق. ج 8، ص 69.
25. فهرست الطوسی، صص 62-63.
26. زکی الدین المولی عنایة الله بن علی القُهپائی، مجمع الرّجال، الطبعة الثانیة، مؤسّسة مطبوعاتی اسماعیلیان، قم، 1403ق. ج 164؛ جامع الرواة، ج 1، ص 554.
27. رجال النجاشی، ص 383؛ فهرست الطوسی، ص 284؛ رجال ابن داود، ص 304.
28. رجال البرقی، ص 60؛ رجال النجاشی، ص 438.
29. رجال النجاشی، ص 61؛ فهرست الطوسی، ص 90.
30. نک: معجم رجال الحدیث، ج 8، ص 69.
31. نک: حسین بن محمد تقی النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، مؤسّسة اسماعیلیان، قم، ج 3، ص 577؛ معجم رجال الحدیث، ج 3، ص 222؛ حسینعلی المنتظری، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة، الطبعة الاولی، المرکز العالمی للدراسات الاسلامیة، قم، 1408ق. ج 4، ص 305.

منبع  : دلشاد تهرانی، مصطفی؛ (1390)، رایت درایت: اخلاق مدیریتی در عهدنامه ی مالک اشتر، تهران: انتشارات دریا، چاپ اول



طبقه بندی: شنیدنیها، نهج البلاغه،

طراحی پوسته از : ایران نقش (طراحی قالب وبلاگهای پارسی)
تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به ماهنامه قرآنی (در مسیل آسمان) - سند عهدنامه ی مالک اشتر می باشد.