تبلیغات
ماهنامه قرآنی (در مسیل آسمان)
آشنایی مختصر با چند سبک مهم تلاوت قرآن

آشنایی مختصر با چند سبک مهم تلاوت قرآن

در این مجال ما به تحلیل تعدادی از سبک های مطرح – و البته کاملا متفاوت از هم – خواهیم پرداخت . این بدان سبب است که امکان بررسی تمامی سبک ها و زیر شاخه های آن با توجه به وجود مجموعه ای بزرگ از قاریان صاحب نام در عالم قرائت برای ما وجود ندارد و لذا ناچار از گزینش و انتخاب تعدادی از آنها هستیم. با این وجود در این انتخاب ، معیار ها و شاخص های زیر را ممکن است تمام یا حتی یکی از آن ها – بر این انتخاب منطبق باشد در نظر گرفته ایم . این معیار ها عبارتند از:

١- میزان بدیع بودن شیوه تلاوت نسبت به سایر سبک ها (نوآوری و استفاده کمتر از دست آورد دیگران)؛
٢- میزان تاثیرگذاری بر سایر قاریان هم دوره یا پس از آن دوره؛
٣- برخورداری از امتیاز ویژه صوتی و لحنی؛
۴- میزان آثار موجود و به جا مانده (کثیره التلاوه بودن)‌؛
۵- شهرت و اعتبار در بین اهل فن و عموم مسلمانان.

بر این اساس، ضمن ارج نهادن به بسیاری از سبک ها -که در این گزینش جای ندارند و در ادامه تنها به ذکر اسامی آنها بسنده می کنیم -هفت سبک مهم تلاوت را در این قسمت (یا پست های بعدی) مورد ارزیابی و تحلیل قرار می دهیم.
این اتخاب به ترتیب سبک های محمد رفعت، عبدالفتاح شعشاعی، ابوالعینین شعیشع، مصطفی اسماعیل، محمد صدیق منشاوی، عبدالباسط محمد عبدالصمد و محمد عبالعزیز حصان را دربر می گیرد.
اما در این عرصه، به اسامی دیگری نیز بر می خوریم که پاره ای دارای سبک و اسلوب خاص خود می باشند و پاره ای هم با وجود ابداعات و نوآوری هایی چند از سبک مستقلی در تلاوت برخوردار نیستند. مشهور ترین آنان را می توان این چنین برشمرد:
علی محمود، محمد سلامه، کامل یوسف البهتیمی، محمود عبدالحک طه الفشنی، محمود علی البنا، حمدی محمود الزامل، محمود خلیل حصری، احمد شبیب، محمود حسین منصور، سعید مسلم، محمود رمضان، راغب مصطفی غلوش، محمد بدرالحسین، محمود علی فرج، عبدالعزی علی فرج، محمود الطبلاوی، شعبان عبدالعزیز الصیاد، شحات محمد انور، محمد بسیونی، عبدالوهاب طنطاوی، عبدالمنعم طوخی، احمدالرزیقی و محمداللیثی.
اکنون پس از این مقدمه کوتاه، ضمن آشنایی مختصر با قاریان صاحب سبک به تحلیل تلاوت آنان بر اساس تجزیه صوت، امتیازات ویژه تلاوت و خصوصیات شیوه لحنی آنان خواهیم پرداخت.

سبک اول:محمد رفعت(۱۹۵۰-۱۸۸۲م.)
بی شک او را باید نابغه عالم قرائت دانست. قاری نابینایی که توانایی شگرفی در خلق الحان مختلف به طور بداهه و همراه با روح تحزن و تصویر معانی داشت و این افتخار نصیب او شد تا نخستین قاری ای باشد که تلاوت او در تاریخ قرائت ضبط گردیده و به ابدیت بپیوندد.
صاحب نظران عمر تلاوت وی را به دو دوره تقسیم می نمایند : دوره نخست پیش از ۱۹۳۲ میلادی و ظهور میکروفون ؛ که وی به رغم هنرنمایی و اجرای ظرایف فنی در تلاوت، به دلیل کمبود قوت و رسایی صوت نتوانسته بود تمامی هنر و استعداد خود را بروز داده و مخاطبان را جذب نماید و بنابر مدارک در اختیار، همواره در سایه قاریان بزرگی چون علی محمود و شعشاعی که از قوت مربوط به پس از ظهور میکروفون در تلاوت است که به واسطه انتقال صدای وی به مسافت های بیشتر، ظرافت های تلاوت وی بیشتر نمایان گردیده و به عنوان قاری اول مصر مطرح شد.
در مجموع آثار بر جای مانده از ایشان به جز موارد اندکی، غالبا با تلاوت هایی مواجه می شویم که ناقص یا مخدوش بوده و به دلیل انجام عملیات فنی بر روی آنها برای ترمیم، شاید به درستی منعکس کننده اصل صدای وی نیز نباشد؛ اما با همین وضعیت نیز منابعی بسیار مهم و میراثی بسیار گران بها برای ما و آیندگان به شمار می رود.
گفته اند محمد الوهاب -مشهورترین موسیقی دان عرب در قرن بیستم- طریقه و سبک موسیقی خود را از سبک تلاوت مرحوم رفعت اخذ نموده است. این بهره مندی شامل طزیقه اختلاس نفس، تجزیه انواع و اشکال مختلف ادایی، سبک خاص او در قفله ها، امتدادات صوتی و شیوه حرکت به سمت جواب ها و سپس نزول به قرار ها و سرانجام شناخت چگونگی مکث ها و حرکت ها در مواضع مناسب می گردد. مایه های اصلی بسیاری از ردیف های تلاوت قاریان بعدی را نیز می توان در تلاوت های ایشان یافت.
تحلیل تلاوت:
۱- طنین و زنگ صدای ایشان را شاید به هیچ صدای دیگری نتوان تشبیه کرد.صدایی با زنگ خاص که گوش آدمی را به شدت تحت تاثیر حزن ذاتی خود قرار داده، سرشار از تحریرهای ریز و درشت و انعطاف پذیری بالاست که هر لحظه قادر است از درجه ای به درجه دیگر منتقل شود. وی از جمله قاریانی است که توانسته است ارتفاع صوتی افزون تری را در استخدام الحان قرآنی درآورد. مساحت طبیعی صدای او در حدود ٢/۵ اکتاو (دیوان) یا ١٨ درجه صوتی برآورد کرده ایند که قادر است از طریق تصنعی،‌سه درجه دیگر نیز بر آن بیفزاید و به این ترتیب به جواب جواب درجه La -حسینی- برسد. صدای او در محموده اصوات متوسط -Bariton- است.
۲- قدرت تصویر معانی آیات همراه با روح تحزن -که مستمع را در فضایی روحانی و ملکوتی قرار داده و حزنی معنوی را بر وی حاکم می سازد- در تلاوت او شاخص است.
۳-خصوصیات لحنی وی عبارتند از:
- استفاده از تمامی مقامات اصلی عربی ؛ اما نقش مقام های بیات ،صبا و حجاز بیشتر نمایان است ؛
- شروع تلاوت در مقام بیات همراه با چاشنی مقام صبا و روش وی صعدیپ درجه به درجه صوت است اما پس از هر بار صعود به درجه بالاتر ،تمایل بازگشت به سمت قرار در تلاوت او به چشم می خورد ؛
انتقال مکرر از مقام بیات به مقامات هم درجه چون صبا و حجاز و همچنین شاخه های فرعی بیات و سپس بازگشت به مقام بیات ؛
استفاده نادر از جوابات (جواب جواب اصطلاحی)؛ اما با شیوه ای منحصر به فرد ،)(این جوابات معمولا ترکیبی از دو یا سه مقام است؛)
- انجام صعود ها نزول ها غالبا در یک ردیف یا نغمه.
معروف ترین آثار وی ،تلاوت سوره های مریم ،هود ،کهف ،یونس ،بقره ،قمر و رحمن است.
سبک دوم عبدالفتاح شعشاعی (۱۸۸۵_۱۹۵۹ م.)
شاید در جهان قرائت ، شیوه تلاوت هیچ کس به اندازه وی در بابر جریان متغیر معانی ومفاهیم آیات خاضع و منعطف نباشد. انعطاف پذیری فراوان او در برابر معانی آیات ،چیزی است که نظیر آن را در هیچ سبک دیگری به این اندازه نمی توان دید. این تبعیت ااز معنا در آهنگ او را تا جایی می برد که در بسیاری از موارد -حتی بدون رعایت حالت پایانی و صدای خاتمه- بر کلمات وقف می ناید. شیوه روایت گونه او به شکلی است که هر لحظه با تغییر معنا، فضایی جدید را با آهنگ خود برای شنونده ایجاد می نماید؛ همچون راوی و گوینده ای توانا و چیره دست که قصه خود را به نحوی شایسته و زیبا روایت می کند.
تحلیل تلاوت :
۱- صوت عبدالفتاح شعشاعی از آن چنان ضخامت، قوت و رسایی برخوردار است که در عمق جان انسان نفوذ می کند. این ویژگی به همراه زنگ خاص صدای او بالاترین عناصر تاثیر گذاری صدای وی به شمار می آید. وسعت صدای این قاری بزرگ در خدود هفده درجه -یعنی کمی بیشتر از دو اکتاو (دیوان)- بوده و البته از تحریر پذیری و انعطاف پذیری متوسط برخوردار است.
۲- از جمله عناصر و ارکان اصلی تلاوت او وضوح گرایی در بیان -و به عبارت گویاتر ادای الفاظ و کلمات به طور کاملتپا واضح و آشکار- است و این موضوع رنگ خاصی به تلاوت او بخشیده است.
۳- مهارت وی در تنوع دادن به خط سیر لحنی و استخدام مقامات متعدد و ترکیبات آنها به منظور نیل به این تنوع، عجیب و شگرف است.
۴- ویژگی های لحنی تلاوت وی را می توان این گونه برشمرد :
-تغییر سریع و ناگهانی پرده ها به واسطه استفاده از فواصل مطبوع بیش تر از یک پرده؛
-بهره گیری از تمامی مقامات اصلی و برخی از مقامات فرعی، اما با حضور پر رنگ تر مقاماتی چون زست، سیکا و عجم؛
-تسلط فراوان بر علم مقامات و پرده های مختلف آنها که موجب گردیده به سهولت و هر لحظه که بخواهد مقامات را انتقال دهد؛
-استفاده ویژه از پرده های اوج یا جواب ها در بیان جملات امری با خبری که موجب القای مناسب معنا در ذهن مستمع می گردد.
از جمله برجسته ترین تلاوت های این قاری عظیم القدر تلاوت سوره های یس، فاطر، ابراهیم، نور، فصلت، حجرات، ق، شمس و قریش می باشد.
سبک سوم: ابوالعینین شعیشع(در قید حیات-۱۹۱۵م.)
گفته اند وی در هنگام جوانی از سبک وشیوه رفعت تقلید می نموده است؛ اما صدای رسا و مرتع و پر طنین، به مرور وی را به سمت ابداع و خلق سبکی نو و بی سابقه در تلاوت پیش برد؛ سبکیکه با ظهور آن در دهه چهل میلادی موجی از بحث و جدل میان علما در مورد جواز و عدم جواز آن از نظر شرعی در گرفت. برخی شیوه وی را آوازگونه می دانستند و برخی دیگر، رعایت اصول تلاوت -از جمله تجوید- را از سوی وی دال بر جواز آن می پنداشتند. اما با تمام این حرف وحدیث ها، شعیشع جای خود را در فضایی باز نمود که پیش از وی دو تن از نوابغ تلاوت -رفعت و شعشاعی- به شدت، عرصه را برای دیگر قاریان تنگگ کرده بودند ودرست در چنین فضایی او توانست به واسطه ویژگی های صوتی خاص و ایجاد شیوه ای کاملا جدید، به سرعت به قاری بزرگ و ممتازی تبدیل گردد. او نیز از اضلاع مربع قرآنی است که در تصویر معانی ابلغ مفاهیم، موفق عمل نموده اند.
تحلیل تلاوت :
١- شعیشع صدایی با طنین ویژه وکم نظیر همراه با قوت خوب و وسعت تقریبی بیش از دو اکتاو )١۴ درجه( دارد که از قدرت تحریر و انعطاف پذیری خوبی برخوردار است. اما صدای وی جزو محدوده اصوات زیر یا تنور (Tenor) است که قدرت فوق العاده ای در ایجاد طبقات و پرده های اوج دارد.
٢- وی از میراث گذشتگان -همچون رفعت- در تلاوت خود استفاده کره و آن را به سلیقه و روحیه معاصر و تجدد زمان خود پیوند می زند و این بارز ترین ویژگی سبک اوست.
٣-ویژگی های لحنی او عبارتند از:
- استفاده از تمامی مقامات اصلی عربی و وارد کردن نغمات حدیدی در تلاوت -همچون “صبا زمزم”،‌ “راحه الارواح” و “زنکران” -که تا آن زمان مرسوم نبوده است ؛
- تاکید یشتر بر مقام کرد در تلاوت که در مواضع مختللف -به ویژه در شروع- از آن بهره می حوید. این نحوه شروع، شاید در میان دیگر قاریان وجود نداشته باشد ؛
- استفاده از ترکیب نغمات در تلاوت که از مشهور ترین آنها می تونان به کرد و رست و نهاوند اشاره نمود.
- توانایی قابل توجه در انتقال مقامات و نغمات که بیانگر دانش والای او در این زمینه است ؛
- استفاده از پرده های اوج با فرکانس بالا همراه نفس طولان که موجب تاثیر هر چه بیشتر تلاوت وی در جان شنوندگان آیات الهی می گردد.
- مکث های نسبتا طولانی در بین مواضع وقف که دعوتی برای تدبر مستمعین در آیات قرآن به حساب می آید.
از معروف ترین تلاوت های او میتوان به تلاوت سوره آل عمران، اسراء، مریم، نحل، شمس و نجم ، قمر و رحمن اشاره کرد.
سبک چهارم : مصطفی اسماعیل(۱۹۷۹_۱۹۱۶م.)
نقشی که این استاد مسلم و نابغه لحن درباروری تلاوت نوین در مصر و عالم قرائت از خود بروز داده و تاثیر فراراوانی که بر شیوه های مختلف تلاوت در عصر خود و پس از آن گذارده است جایگاه بسیار ممتازی را در این هنر برای او به ارمغان آورده و او را تا اندازه یک مجدد بزرگ در لحن تلاوت بالا برده است. نبوغ و قدرت خارق العاده ایشان در لحن به حدی است که با وجود نقیصه ذاتی که در قرار صدای او وجود دارد شنونده را آن چنان مسحور روح تحزن خود و تصویر معانی آیات قرار می دهد که هرگز چنین کمبودی را احساس نمی نماید. درواقع او بیش از آن که از صوت خود و عناصر موجو در آن برای تاثیر گذاری بر مخاطب بهره جوید با خلق الحان مختلف و متناسب با معنا آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. این ضعف در قرار صوت از جمله ایراداتی است که منتقدان وی بر او وارد می سازند و معتقدند ایشان در شروع تلاوت از نوعی فریب شنوایی استفاده می کند و به همین دلیل است که در بسیاری از موارد در همان استعاذه و بسمله به قدری پایین آغاز می کند که صدا از گوش شنوندگان قطع می گردد. با این وجود به نظر برخی همین صحیح شروع است که وی را در استفاده از ظرفیت های لحنی تمامی مقامات و خلق درجات مختلف یک مقام توانا ساخته است. از دیگر انتقاداتی که به مانند شعیشع بر وی وارد ساخته اند این است که ایشان را متهم به زیاده روی های ارادی در هنر تلاوت -یعنی ترجیح دادن جنبه های موسیقی بر اصول تلاوت نظیر تجوید- نموده اند. اما خود او در پاسخ به این اتهام گفته است:”خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و ما برای این که قرآن را به شکلی عرضه کنیم و به سمع مردم برسانیم که مورد پسند و خوشایند آنان قرار گیرد ناگزیریم از تاکتیک انغام و مقامات استفاده کنیم تا در هنر تلاوت جنبه های جمال و زیبایی را همراه با ارزش های رسایی و سرودنی صوت با روحی توام با خشوع و خضوع که به معانی عظیم قرآنی توجه دارد بروز دهیم.” او در زمانی طلوع کرد که جهان تلاوت با فقدان و رحلت رفعت و شعشاعی و بیماری حنجره و گرفتگی صدای شعیشع مواجه بود و در چنین دورانی همچون خورشیدی تابناک درخشید و پرچمدار هنر تلاوت در مصر گردید.
تحلیل تلاوت:
۱-صدای ایشان را باید صدایی با انعطاف پذیری بالا و تحریردهی بسیار خوب اما با قوت متوسط و طنین نه چندان قابل توجه دانست. مساحت صدای وی در حدود دو اکتاو و به اندازه ای است که برای تکمیل الحان و ردیف های خود نیاز دارد.
۲- قدرت خارق العاده وی در بیان معانی و تصویر گری آیات -به طور عام- و به ویژه در قصص قرآنی به گونه ای است که مخاطب، تصویری کاملا روشن همراه با روایتی بسیار ماهرانه از داستان را در مقابل خود احساس می کند.
۳-دنبال کردن بک خط بیانی مشخص در تلاوت که هم توجه به معانی و القای مفاهیم را در دستور کار خود قرار داده و هم به کمال جنبه های موسیقیایی تلاوت نظر دارد و ویژگی دیگر تلاوت اوست . در حقیقت، او شاید نخستین قاری از میان اسلاف قرائت باشد که موفق شده است این دوره را به شکلی شایسته همراه ساخته و هیچ کدام را فدای دیگری نسازد.
۴-ویژگی های مهم لحنی ایشان چنین است:
-خلق و ابداع شیوه ای کاملا جدید و متمایز در بحن که مملو از ردیف ها و الحان بدیع و ترکیبات تازه ای است که تا آن زمان در تلاوت سابقه نداشته است؛
-استفاده از روش صعود درجه به درجه صوت در مقام بیات تا جواب آن و سپس بازگشت به قرارصوت (فرود در بیات) و پس از آن انتقال به مقامات بعدی؛
-مهارت شگرف در ایجاد مقام ها و الحان مختلف و انتطباق آن ها بر قرائات و روایات مختلاف همچون، حفص، ورش، حمزه، ابو عمرو، که نظیر آن در شیوه های دیگر با این کمال و زیبایی کمتر دیده می شود؛
-زایندگی او در الحان به گونه ای است که در هر تلاوت وی می توان مطالب کاکلا جدید و تازه ای یافت؛
-استفاده از تمامی مقامات عربی و ظرفیت های موجود در آن ها به شکلی کاملا مبسوط و گسترده و در تمامی طبقات صوتی؛
-استفاده ویژه از مقام بیات و درجات مختلف آن در تلاوت که رنگ خاصی به تلاوت وی بخشیده است؛
-به کارگیری ترکیبات جدید در تلاوت همچون ترکیب رست و سیکا در اوج، نهاوند و بیات در اوج، صبا و سیکا (بستانکار)، عجم عشیران و نهاوند ؛به کارگیری نغمه حجازکاردر مقدمه مقام حجاز و نغمه شوری در شروع تلاوت و نیز اوج بیات برای نخستین بار در تاریخ تلاوت؛
از برجسته ترین آثار بر جای مانده از ایشان، تلاوتهای مختلف سوره بقره و سوره هایی نظیر آل عمران، یوسف، قصص، کهف، نمل، فرقان، مریم، اسرائ، قدر، نجم، قمر، رحمن، نازعات، حجرات-ق، شمس و حاقه می باشد.
سبک پنجم:مجمد صدیق منشاوی(۱۹۶۹-۱۹۲۰م.)

این قاری بزرگ و مشهور جهان اسلام-با وجود عمری کوتاه- تاثیری بسیار عمیق از خود بر جای گذارد. با این که شیوه تلاوتش منحصر به وی نبوده و به طور موروثیدر خانواده قاری پرور آنان مورد استفاده قرار گرفته است اما به سبب آن که این شیوه توسط وی به اوج شکوفایی و بلوغ لحنی رسیده و به جهانیان معرفی گردیده او را نماینده اصلی این سبک به حساب می آوریم؛ چرا که به رغم آن که پیش از او مرحوم پدرش و هم زمان با وی برادر کوچک تر و برخی از اعضای خانواده ی ایشان از چنین سبکی بهرهبرده اند اما بی تردید این قاری برجسته، هنر و ذوق افزون تری در باز پروری و رشد این سبک از خود بروز داده و این شیوه را درطول زندگی قرآنی خود به نقطه کمال رسانیده است.
تحلیل تلاوت:
١-زیبایی و گیرایی طنین صدای او را می توان مهم ترین عنصر صوت وی دانست که توانسته است طرفداران فراوانی را به خود جذب نماید. وی صدایی شفاف، حزن آور، دارای بم و زیر مناسب، تحریر پذیر و بسیار منعطف دارد که دارای ارتفاعی در حدود چهارده درجه صوتی دارد.
٢-به طور کلی، طنین صدا و شیوه به کارگیری لحن ها ونغمات توسطایشان به گونه ای است که عبارت فاقرءوه بالحزن از حدیثی مشهور را در یاد انسان تداعی می کند و این حزن ذاتی نمایان در طول تلاوت ایشان را شاید در هیچ تلاوت دیگری تا این حد نتوان یافت.
٣-خصوصیات لحنی او را می توان چنین بیان کرد:
-پیروی از خط سیری لحنی مشخص و کم نوسان در طول تلاوت؛
-استفاده از تمایمی مقامات اصلی عربی و نیز برخی از مقامات فرعی نظیر حجازکار و عراق در تلاوت؛
-عدم استفاده از پرده های اوج یا جواب (جواب جواب اصطلاحی) در اجرای مقامات مختلف؛
-استفاده نادر از شیوه ترکیب مقام ها در تلاوت که از جمله آن می توان به ترکیب رست اشاره نمود؛
-صعودها و نزول ها معمولا در ردیف های لحنی مجزا -به سان شیوه عبالباسط- انجام می شود، اما در پاره ای موارد از این امر عدول کرده است؛
-معمولا فقلات تلاوت او در ردیف هایی که پس از مقدمه تلاوت مورد استفاده قرار می گیرد همراه با تحریر و در همان پرده توسط یا اوج بدون بازگشت به درجه اصلی (استقرار) صوت است.
از معروف ترین آثار بر جای مانده از ایشان تلاوت سوره های روم، ضحی، انشراح، حجر، بقره، توبه، یوسف، ق، انفطار، فجر، بلد، شعرائ، لقمان، زخرف و دخان را می توان نام برد.
سبک ششم: عبدالباسط محمد عبدالصمد(۱۹۲۷-۱۹۸۸ م)

او را باید مهم ترین قاری جهان اسلام از نظر شهرت و وسعت دامنه نفوذ صوت در جهان دانست؛ زیرا صدای هیچ قاری دیگری به اندازه او در بلاد اسلامی و در میان عموم مسلمانان جهان از شهرت و محبوبیت برخوردار نیست. درواقع همین صدا همراه با نفس طولانی و استفاده از آهنگ های ممتد -اما ساده- موجب جذب و گرایش هر شنونده ای می شود. شاید بتوان او را از حیث تاثیرگذاری صوت و لحن، نقطه مقابل مرحوم مصطفی اسماعیل دانست؛ زیرا آن چنان که پیش تر گفتیم تاثیر لحن وی بیشتر از صوت اوست، اما در مورد مرحوم عبدالباسط، قضیه کاملا برعکس است. به همین دلیل، فراوان دیده شده است که قاریان مقلد عبدالباسط که از خصوصیات صوتی مشابه او برخوردار نیستند تاثیر گذاری چندانی بر خاطب ندارند.
تحلیل تلاوت :
۱-صدای او در محدوده اصوات متوسط -BARITON با ارتفاعی کم تر از دو اکتاو (درحدود ۱۲ درجه) می باشد که از قوت، تحریر و انعطاف پذیری متوسط برخوردار است. اما بارزترین ویژگی صوتی او طنین خاص، ملکوتی و کم نظیری است که موجب جذب شیفتگان فراوانی در جهان گردیده است.
۲-هماهنگی صوت، نفس و لحن در تلاوت ایشان به شکلی کاملا مطلوب وجود دارد و موجب آن شده که نگرش و تلقی کاملا تازه ای نسبت به تلاوت قرآن کریم در بلاد اسلامی ایجاد گردد.
۳-خصوصیات لحنی ایشان را می توان این گونه برشمرد:
-دنبال کرن خط سیر لحنی ساده و کم نوسان در ارائه مقامات که در پاره ای موارد منجر به نقص نغمه گردیده است؛
-عدم بهره گیری از همه مقامات در تلاوت یا استفاده بسیار اندک از برخی آن ها همچون نهاوند و سیکا؛
-تاکید بر استفاده بیشتر از ظرفیت های لحنی مقام هایی چون راست و جهارکا برای بیان آیات الهی؛
-عدم استفاده از جوابات (جواب جواب اصطلاحی) در کلیه مقام ها و نیز درجه غماز در مقام هایی چون حجاز؛
-عدم کاربرد صعودها و نزول های یک نغمه یا مقام در یک ردیف تلاوت.
از تلاوت های برجسته و مهم ایشان، تلاوت سوره هایی چون قصارالسور (تکویر، شمس و حمد)، مریم، یوسف، مائده، حج، ابراهیم ، فجر و حشر می باشد.
سبک هفتم: محمد عبدالعزیز حصان(در قید حیات-۱۹۲۸ م.)
تلاوت این قاری فنان از سبک های کاملا متمایز و بارز در میان شیوه های مختلف تلاوت است. شیوه تلاوت او –که به هیچ کدام از شیوه های قبلی خود شبیه نیست- نوعی تحول در عالم قرائت به حساب می آید. اگر مرحوم مصطفی اسماعیل را به نوعی مجدد اول در لحن تلاوت بدانیم شاید بتوان محمد عبالعزیز حصان را مجدد ثانی در این زمینه نامید و آن چه که بیشترما را بر این نظر استوار می سازد بهره مندی وی از روش های کاملا تحول یافته در به کارگیری نغمه ها و مقامات، خلق ردیف ها و الحان جدید، استفاده از ترکیبات کاملا بی سابقه و قدرت مانور بالای ایشان است. گرچه گفته می شود در ابتدای سال های نخستین تلاوت خود به شدت تحت تاثی مرحوم مصطفی اسماعیل قرار داشته و حتی در عالم خواب نیز بارها وی را با صدای خود در حال تلاوت قرآن می دیده است اما به مرور به سمت ابداع شیوه ای مستقل که برآمده از خصوصیات ویژه صوتی خودش بوده کشیده شده است.

تحلیل تلاوت :

۱-دارای صوتی بسیار منعطف و نرم با قدرت مانور و تحریر دهی عالی است. صدای او را باید جزو طبقه اصوات زیر به حساب آورد که به طور تقریبی دارای ۱۳ درجه و اندکی کمتر از ۲ اکتاو ارتفاع دارد، اما از نظر قوت و رسایی و دارا بودن طنین خاص و زنگ تاثیرگذار به پای قاریان سل نمی رسد.

۲-روش خاص و منحصر به فرد و تبحر وی در وقف و ابتدا که ناشی از کوتاهی نفس اوست از مهمترین ویژگی های تلاوت ایشان است. این روش حتی موضوع پژوهش و بررسی یکی از محققان در رساله دکترا قرار گرفته است.

۳-مهمترین خصوصیات لحنی وی را می توان در چند نکته خلاصه کرد:

نخست) شروع تلاوت غالبا در مقام راست و اوج گیری از مقام حجاز کار؛

دوم) نبود خط سیری منظم و قابل پیش بینی در تلاوت ایشان و تغییر آن بر اساس مواضع مختلف آیات قرآن کریم. این موضوع به دلیل عوامل مختلفی است که مهمترین آنها عبارتند از: تغییرات فروان و بسیار سریع پرده ها و درجلات صوتی؛ استفاده زیاد از ترکیب های بدیع مقامات و نغمات مختلف با یکدیگر همچون ترکیب راست و حجاز کار، بیات و نهاوند، حجاز و نهاوند، راست و سیکا، راست و نهاوند؛ شیوه منحصر به فرد وی در انتقال مقامات که بسیار ناگهانی است اما با این وجود برای شنوندگان عادی یا غیر حرفه ای چندان قابل لمس نیست و بالاخره دنبال کردن خط بیانی ومفهومی آیات؛ که تمامی این موارد حکایت از دانش و تسلط چشم گیر او نسبت به مقامات و نغمه های عربی دارد.

از مهمترین تلاوت های ایشان می توان سوره های بقره، انعام، رعد، نمل، انبیاء، فاطر، فصلت، حمد، حجرات و ق را نام برد.




طبقه بندی: موضوعات مرتبط، شنیدنیها، دانستنیهای قرانی،

طراحی پوسته از : ایران نقش (طراحی قالب وبلاگهای پارسی)
تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به ماهنامه قرآنی (در مسیل آسمان) - آشنایی مختصر با چند سبک مهم تلاوت قرآن می باشد.